السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
والصلاة والسلام على اشرف الخلق سیدنا محمد السر المطلسم والکنز المبهم والرمز الذی لا یفهم وعلى اله الطیبین الطاهرین
عزیزان ارجمند
موضوع ما خاصِ گروه ( درمانگرها )
و بالاخص تازه کاران و نوآموزان عرصه درمانگری بصورت عام است
و کسانی که در جلسات درمان مستقیم ( حضور نزد مریض ) مشغول بکار هستند
روش یا قاعده ای وجود دارد که اغلب درمانگرها آن را بکار میگیرند و آن
( صرع ) یا ( به زمین انداختن ) مریض است
یعنی هنگامیکه مریض نزد درمانگر حاضر میشود ، شروع میکند به فشار بر روی عارض مریض با خواندن آیات قرآنی یا قَسَم ها ، تا عارض بتواند به سَر مریض تسلط پیداکند و او را به زمین بندازد و شروع به گپ و گفتگو کند
بعضی ها از آن بعنوان علامت و برهان استفاده میکنند و عده ای دیگر برای معاینه !!
بله از عارض بعنوان معاینه استفاده میکند !
عزیزان گرانقدر اکنون به جزئیات و شفاف سازی امور میپردازیم
اولاً باید بدانیم که ( عارض ) کیست
..:: او مخالف یا عهدشکن و متجاوز بر قوانین الهی است ::..
ثانیاً عارض نمیتواند با درمانگر صحبت و گفتگو کند مگر اینکه به سر مریض صعود کند تا بر سیستم عصبی و زبان و حنجره مسلط شود
و سوال و پرس و جو از عارض که
از کجا امده ای و چگونه آمدی و اسمت چیست و چه کسی همراه توست هیچگونه نفع و فایده ای ندارد
و از محالات است که با شما با زبان راست سخن بگوید مگر به ندرت
و در اساس او متجاوز بر حدود خداوند تبارک و تعالی است ،
پس چگونه حرف او را باور میکنید !!
و چه فایده ای دارد که جزئیات او را بدانید
و اما اسمش ، محال است اسم حقیقی خود را بگوید زیرا این أمر در قوانین آنها ممنوع است و اگر اسم او را دانستید ، به آسانی میتوانید هرگونه که خواستید بر او حکمفرما باشید
ونکته ی مهمی نیز باید به آن اشاره کنم که
اغلب عوارض ( جمع عارض ) در مکانی مُعَیَن در عضوی از جسم شخص مستقرمیشوند و به سَر صعود نمیکنند و با خواندن و فشار تو ( درمانگر ) ، او را مجبور به بازکردن روزنه هایی جدید در مریض میکنی تا بتواند به سَر صعود کند
و نکته ی مهم دیگری نیز هست که
اغلب درمانگرها از عارض درخواست می کنند که وارد دین اسلام شود !!!
برادران ، این بازییست که عارض آن را خوب بلد است تا با این کار از مجازات در امان باشد و متاسفانه اغلب این عزیزان احساس و عاطفه به خرج میدهد و سخنان عارض را باور میکند !
ما انکار نمی کنیم که بعضی از آنها واقعاً وارد اسلام می شوند ، اما هر درمانگر قادر به انجام چنین کاری نیست ، و این موضوع شامل جزئیات زیادی می شود تا زمانی که کامل باشد که من نمی خواهم وارد آن شوم.
همچنین ، اسلام به چنین عوارض آشغال و پست و غیره احتیاجی ندارد
سوماً ، نکته مهمی وجود دارد که می خواهم به آن اشاره کنم
اغلب برادران درمانگر سخنان عارض را باور میکنند هنگامیکه به آنها میگوید من خارج میشوم و جسم این مریض را ترک میکنم !
و به محض گذشت یک دوره زمانی ، او انرژی خود را بازیابی می کند و به بدن مریض باز می گردد و با سکوت تمام در بدن شخص مستقرمیشود و هیچ نشانه ای از وجود خود نمیدهد.
و این أمر را با درمانگری انجام میدهند که ( بصیرت ) ندارد
همانطور که در جهان آنها ، به عنوان (شیخ کور) شناخته شده است
پس چگونه حیله آن را فاش کنیم و از حضور او یا عدم اطمینان خاطر وی اطمینان حاصل کنیم ؟
شما باید آیات عذاب وشکنجه را بر روی بیمار بخوانید و او ( عارض ) را تحت فشار قرار دهید ، اگر هنوز در جسم شخص وجود داشته باشد ، علائم ظاهر میشوند و اگر وجود نداشته باشد ، موضوع عادی خواهد ماند و بیمار تحت تأثیر خواندن قرار نمی گیرد
در اینجا قلم ما باز میأیستد و ما را در قسمت دوم موضوع دنبال کنید
واخر دعوانا اللهم اهدنا بهدایة الاخلاص
و عافنا بعنایة الاخلاص وارفع درجاتنا بتلاوة الاخلاص
انک احد صمد لم یتخذ صاحبه ولا ولد و لم یکن له کفوا احد
برادر شما ناجی جابری