روحانیات أنوار فاطمیه

وبلاگ اسلامی قرآنی محمدی فاطمی روحانی تربیتی جهت آموزش و نشر علوم روحانیات صحیح

روحانیات أنوار فاطمیه

وبلاگ اسلامی قرآنی محمدی فاطمی روحانی تربیتی جهت آموزش و نشر علوم روحانیات صحیح

مشخصات بلاگ
روحانیات أنوار فاطمیه

وبلاگ أنوار الفاطمیه برنامه ایست ساده که با تلاش فردی نویسنده و کمکی از خداوند ﺳﺒﺤﺎﻧﻪ وتعالی اداره میشود
در تلاش آن هستیم که مسیر علم روحانی را تصحیح کنیم و ﻋﻠﻮﻡ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﻭﺃﻫﻞ ﺍﻟﺒﻴﺖ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻭﺳﻼﻣﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﻋﻠﻴﻬﻢ أجمعین را از طریق روشی درست که بر یاری خواستن از خداوند سبحانه وتعالی و قرآن کریم استوارست را نشر دهیم، بدون پناه بردن به کتابهای جعلی و مختلط و خزعبلاتی که بین مردم منتشر است و همچنین از طریق راه اندازی سلوک و رشد و نیکوکردن نفس و ارتقای آن به درجات ومقام بلند فکری و عقلی و‌روحانی با روش بکارگیری قراءت ها و أوراد و ریاضت هایی که به آن کمک میکند .‌
هدف ما از بودن آن در بین میلیون ها صفحه و وبسایت های اینترنتی ، صدقه جاریة و علمیست که از آن بهره برده شود به اعتقادی که ما از حدیث شریف نبوی داریم، رسول خدا ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ :
{ إذا ماتَ الإنسانُ انقَطَعَ عَمَلُهُ إلاّ مِن ثَلاثٍ : إلاّ مِن صَدَقَةٍ جاریَةٍ أو عِلمٍ یُنتَفَعُ بِهِ أو وَلَدٍ صالِحٍ یَدعُو لَهُ؛
با مرگ انسان، رشته عملش قطع مى شود، مگر از سه چیز: صدقه جارى وماندگار، دانشى که مردم از آن بهره‌مند شوند، و فرزند نیکوکارى که برایش دعا کند }
وباشد که هر چه در صفحه مان بنویسیم مرجعی باشد برای مُریدان و دانشجویان علوم و درماندگان و مریضان و کسانی که امتحان و آزمونی سختی در دنیا دارند و حسناتی در دار آخرت .
پاداش و مزد ما درقبال چیزی که مینویسم، دعای شما بعد از خشنودی خداوند سبحانه وتعالی و شفاعت رسول الله و آل بیتش ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻭﺳﻼﻣﻪ ﻋﻠﻴﻪ وعلیهم أجمعین است .

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روحانیات» ثبت شده است

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
امروزه شاهد افزایش مدعیان دروغین روحانی هستیم و ادعا میکنند که بزرگان پادشاهان در خدمت او هستند اما در واقعیت از اساس و ضوابط علم روحانی حقیقی ناآگاه هستند ونه شارلاتانهایی نادان و گمراه بیش نیستند
و میگویند که فلان پادشاه در خدمت من است و فلان پادشاه را فرود می آورم و به محض خواندن آیه ی فلانی ، بسرعت و بدون تأخیر می آید !!
و من از بهترین روحانیون هستم و قواعد و اساس هایی که از آن سخن میگویی بر من منطبق نمیشود ، زیرا من از پیروان اهل بیت علیهم السلام هستم !
و دیگری میگوید که من از نسل رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه و آله هستم
و دیگری نیز میگوید که عبادتهایم زیادست و از این عبادتها ﴿ نور﴾ یا ﴿ نورانی ﴾ یا ﴿ کرامت﴾ بدست آوردم و در نتیجه ، ادعای استاد روحانی یا درمانگر میکند و به خود اشاره شهرت میکند
ودر اصل
هیچگونه شیخ روحانی ( استاد ) و سلسله شیوخ متصل ( روحانیون ) ندارد .
عزیزان باید بدانید که ...
خداوند هستی را بانظامی دقیق و غیر قابل خروج و نفوذ از این نظام و حرکت برعکس آن خلق کرد
سؤال
آیا یک شخص عادی میتواند بدون داشتن مدرک پزشکی به بیمارستان برود و خود را دکتر تعیین کند و عمل های جراحی انجام دهد
به این دلیل که ﴿ من از نسل رسول الله صلوات الله وسلامه علیهم هستم ؟!!
وآیا یک شخص عادی میتواند بدون داشتن مدرک مهندسی خود را مهندس معماری تعیین کند به این دلیل که﴿ عبادتهایش زیاد است و شب زنده دار است ﴾؟!!

و آیا ملوک﴿پادشاهان﴾ کار و زندگی ندارند که مملکت و حکومت خود را رها بکنند و در راه خدمت فلان باشند ؟!!
متاسفانه این افکار بصورت قابل ملاحظه ای منتشر شده است
مخصوصاً بین نوآموزان و کسانی که علم خود را از کتاب ها گرفته باشند یا از کسی که یکبار وارد ریاضت شده باشد و نتیجه خوبی گرفته باشد وبعد از آن خود را شیخ و استاد میشمارد
و متاسفانه طلبه های بیچاره و نوآموز را نتیجه ی جهل و نادانی خود، آنها را در طبقی از طلا به شیطان تقدیم میکند
لذا عزیزان و برادران ارجمند، آگاه باشید و شیطان شما را با مکر و فریبش اغوا نکند
با اینکه اطمینان دارم کسانی هستند که عزت و خودبزرگ بینی که با گناه و نفاق به آن دست یافتند آنها را فرا میگیرد و حرفهایم را به دیوار میکوبد .
و اگر عمری باشد ادامه این موضوع را برای شما عزیزان خواهم نوشت
برادر شما ناجی جابری

  • ناجی جابری

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
والصلاة والسلام على اشرف الخلق سیدنا محمد السر المطلسم والکنز المبهم والرمز الذی لا یفهم وعلى اله الطیبین الطاهرین  
عزیزان ارجمند
موضوع ما خاصِ گروه ( درمانگرها )
 و بالاخص تازه کاران و نوآموزان عرصه درمانگری بصورت عام است
و کسانی که در جلسات درمان مستقیم ( حضور نزد مریض )  مشغول بکار هستند
روش یا قاعده ای وجود دارد که اغلب درمانگرها آن را بکار میگیرند و آن
( صرع ) یا ( به زمین انداختن ) مریض است
یعنی هنگامیکه مریض نزد درمانگر حاضر میشود ، شروع میکند به فشار بر روی عارض مریض با خواندن آیات قرآنی یا قَسَم ها ، تا عارض بتواند به سَر مریض تسلط پیداکند و او را به زمین بندازد و شروع به گپ و گفتگو کند
بعضی ها از آن بعنوان علامت و برهان استفاده میکنند و عده ای دیگر برای معاینه !!
بله از عارض بعنوان معاینه استفاده میکند !
عزیزان گرانقدر اکنون به جزئیات و شفاف سازی امور میپردازیم
اولاً باید بدانیم که ( عارض ) کیست
..:: او مخالف یا عهدشکن و متجاوز بر قوانین الهی است ::..
ثانیاً عارض نمیتواند با درمانگر صحبت و گفتگو کند مگر اینکه به سر مریض صعود کند تا بر سیستم عصبی و زبان و حنجره مسلط شود  
و سوال و پرس و جو از عارض که
 از کجا امده ای و چگونه آمدی و اسمت چیست و چه کسی همراه توست هیچگونه نفع و فایده ای ندارد 
و از محالات است که با شما با زبان راست سخن بگوید مگر به ندرت
و در اساس او متجاوز بر حدود خداوند تبارک و تعالی است ،
پس چگونه حرف او را باور میکنید !!
و چه فایده ای دارد که جزئیات او را بدانید
و اما اسمش ، محال است اسم حقیقی خود را بگوید زیرا این أمر در قوانین آنها ممنوع است و اگر اسم او را دانستید ، به آسانی میتوانید هرگونه که خواستید بر او حکمفرما باشید
ونکته ی مهمی نیز باید به آن اشاره کنم که
اغلب عوارض ( جمع عارض ) در مکانی مُعَیَن در عضوی از جسم شخص مستقرمیشوند و به سَر صعود نمیکنند و با خواندن و فشار تو ( درمانگر ) ، او را مجبور به بازکردن روزنه هایی جدید در مریض میکنی تا بتواند به سَر صعود کند
و نکته ی مهم دیگری نیز هست که
اغلب درمانگرها از عارض درخواست می کنند که وارد دین اسلام شود !!!
برادران ، این بازییست که عارض آن را خوب بلد است تا با این کار از مجازات در امان باشد و متاسفانه اغلب این عزیزان احساس و عاطفه به خرج میدهد و سخنان عارض را باور میکند !
ما انکار نمی کنیم که بعضی از آنها واقعاً وارد اسلام می شوند ، اما هر درمانگر قادر به انجام چنین کاری نیست ، و این موضوع شامل جزئیات زیادی می شود تا زمانی که کامل باشد که من نمی خواهم وارد آن شوم.
همچنین ، اسلام به چنین عوارض آشغال و پست و غیره احتیاجی ندارد
سوماً ، نکته مهمی وجود دارد که می خواهم به آن اشاره کنم
اغلب برادران درمانگر سخنان عارض را باور میکنند هنگامیکه به آنها میگوید من خارج میشوم و جسم این مریض را ترک میکنم !
و به محض گذشت یک دوره زمانی ، او انرژی خود را بازیابی می کند و به بدن مریض  باز می گردد و با سکوت تمام در بدن شخص مستقرمیشود و هیچ نشانه ای از وجود خود نمیدهد.

و این أمر را با درمانگری انجام میدهند که ( بصیرت ) ندارد
همانطور که در جهان آنها ، به عنوان (شیخ کور) شناخته شده است
 پس چگونه حیله آن را فاش کنیم و از حضور او یا عدم اطمینان خاطر وی اطمینان حاصل کنیم ؟
شما باید آیات عذاب وشکنجه را بر روی بیمار بخوانید و او ( عارض ) را تحت فشار قرار دهید ، اگر هنوز در جسم شخص وجود داشته باشد ، علائم ظاهر میشوند و اگر وجود نداشته باشد ، موضوع عادی خواهد ماند و بیمار تحت تأثیر خواندن قرار نمی گیرد
در اینجا قلم ما باز میأیستد و ما را در قسمت دوم موضوع دنبال کنید
واخر دعوانا اللهم اهدنا بهدایة الاخلاص
و عافنا بعنایة الاخلاص وارفع درجاتنا بتلاوة الاخلاص
انک احد صمد لم یتخذ صاحبه ولا ولد و لم یکن له کفوا احد
برادر شما ناجی جابری

  • ناجی جابری

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله وملائکتة یصلون على النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما.
اللهم اجعل اشرف صلواتک ابدا , ونوامی تحیاتک سرمدا عددا, فانی الخلائق فردا فردا, على سرک الاعظم , وکنزک المطلسم , ورصدک المبهم , وصراطک المقوم , وحبیبک المفخم , ورسولک المعظم , ونبیک المکرم , مفتاح العلوم الربانیة , ونقطة الباء الدیمومیة , اکسیر جمیع المخلوقات , والحجر المکرم المحجوب عن عین اعین الغشاوات , ظل الله الظلیل فی العالم , والدرة الیتیمة المستخرجة من ذریة ادم , فص فیروزج خاتم الملک , نخبة العرب والعجم والترک , حامل لواء الحمد , مالک ازمة اعلى رتب المجد , نتیجة سر ایجاد الخلاق , واحاطة المفهوم فی الحقائق , خطیب توحدیک, وربیب تقدیسک وتمجیدک, وشقیق نورک والیف محبتک, وشمس رسلک وقمر انبیائک, وسراج اودائک المنقدح من نور ضیائک, نبیک المأمون, وخازن علمک المخزون, شریف الهمة المتکلم بالحکمة, ماحی الظلمة وکاشف الغمة وحامی الامة, عروس المملکة وسرها, وسید الخلیقة اجمعها, خزانة سر الصمدانی, وفیض الامداد الرحمانی, دائرة فلک السعود, وجوهرة الکون ویاقوتة الوجود, الشارع الاشهر والخلیفة الاکبر, نورک اللامع وبرقک الساطع وسیفک القاطع, ومعناک الذی هو فی کل آفق قلباً سلیماً طالع, صاحب الحوض المورود, والمقام المحمود واللواء المعقود, والکرم والجود والشفاعة العظمى فی الیوم الموعود, أمام هاشمی ونبی قرشی ورسولٍ عربی مکی مدنی ابطحی تهامی, صاحب الوجه الجمیل والخد الأسیل, والباع الذی هو فی الفضائل طویل, والکوثر والسلسبیل والوحی والتنزیل, ابی الطیب والطاهر محمد, الذی اذا مشى لا یرى له ظلٍ فی الشمس ولا فی الاصیل, لأن أصل خلقتة نور جبروتی وروحانیته سر ملکوتی, السید الخاتم الفاتح الأمین المامون, المُتبتل الیک بأصناف عبادتٍ لا یدرکها العابدون, الآمی الذی عجز عن ادراک بحر علومه السابقون ولاحقون, غایة منتهى السائلین ودلیل کل حائرأً من السالکین, أحمد الأسم أحمد الفضل أحمد خلق الله على العالم العلوی والسفلی, الذی انزلت علیه یا مولانا فی محکم کتابک المکنون, وما کان الله لیعذبهم وانت فیهم وما کان الله معذبهم وهم یستغفرون, سید الأنام ومصباح الظلام ورسول الله الملک العلیم العلام, جد الحسنین الاحسنین ابی القاسم محمد علیه وعلى آله افضل الصلوات واتم السلام.

  • ناجی جابری